خواهی نشوی رسوا ، همرنگ حقیقت شو

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن من کوه پرسید :و من؟ گفت:در ماندن تو بلبلی گفت: و من؟ خنده ای کرد و گفت: در غزل خوانی تو آه از آن آبادی که در آن آبادی که در آن کوه رَوَد، رود ،مرداب شود، و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد، و نخواند دیگر، من و تو ،بلبل و کوه و رودیم راز ماندن جز، در خواندن من،ماندن تو،رفتن یاران سفر کرده یمان نیست بدان!
کربلا نه همان شهر است به مختصات زمینی که تو می پنداری. زمینی خشک که در تقدیر آن نوشته اند که حسین را در آن تشنه به مسلخ ببرند .کربلا را اگر میخواهی بشناسی بنگر به خودت که در میانه میدان دلت ، غریب ترین مرد میدان کیست. وببین کجای میدان ایستاده ای وحسین دلت را کجای بازار پر ضرر دنیا به کدام بهای نازل فروخته ای . و اگر می اندیشی در سپاه حسینی بنگر کدام غم را از دلش زدوده ای یا اینکه تنها سپاه دشمنان حسین را به شمشیرت یاری نکرده ای وبا سکوت تو حسینی دیگر باز نغمه هل من ناصر سر داده است. و عاشورا نیست آن روز محصور در سال و ماه که در آن حسین منظومه عشق را سرود .وتو هر سال یاد آن را بر سر و سینه می زنی. عاشورا یعنی آن روز که در میانه میدان باشی و تزویر تو و ایمانت را نقد کند. اندکی باشی در مقابل بسیار و پندارت این باشد که پس از رفتنت در میدان تبلیغ دشمن یک خارجی باشی که جند الله تو را سر بریده اند .وباز ولیعصر خود را ببینی آندم است که می دانی بعد از مرگت باز هم تو را قهرمان نمی پندارند . وتو می دانی و عهدی که با دوست بسته ای اینچنین انسان میشود آن که شهوات را زدوده است وملائک را فرض است سجده بر او. وخدا به خلق او بر خود میبالد .
وهمین گونه است که هر رروز عاشوراست و هر زمینی کربلا .
حتی آندم که حسینت در پس پرده غیبت بنگرد تورا که اگر حسین نبود مسلمش هست تا علم عشق را به دوش بگیرد و این مخلصان حسین را از سرگردانی بیرون آورد.

فلسفه قیام امام حسین(ع):
پس از مرگ معاویه پسرش یزید به صورت موروثی به خلافت رسید .وی شخصی شرابخوار و فاسد بود که علی رغم پدرش که در خفا به فسق و فجور میپرداخت و سعی میکرد ظاهر اسلامی خود را حفظ کند ،به طور علنی در صحنه اجتماع مثلا در جلسات رسمی به شرابخواری و میمون بازی میپرداخت.
مردم از این موضوع به شدت عصبانی بودند،در نتیجه شیعیان کوفه پس از اینکه از امتناع بیعت امام حسین با یزید مطلع شدند نامه های فراوانی به امام حسین نوشتند.
جایگاه شهر کوفه:
شهر کوفه از ابتدا به عنوان اردوگاه جهان اسلام توسط عمر بن خطاب تاسیس می شود و بهترین سربازان و فرماندهان و نخبگان سیاسی در آنجا ساکن میشوند در نتیجه یکی از قویترین شهر های عالم میشود.
همین شهر از امام حسین (ع) دعوت میکنند نه یک نفر،نه دو نفر بلکه هجده هزار نفر به ایشان نامه می نویسند و برای جهاد با ظلم و فساد اعلام آمادگی میکنند.
اینجا امام حسین(ع) که از بی غیرتی و بی وفایی کوفیان مطلع است و از آن طرف نیز انبوه نامه ها حجت را بر ایشان تمام میکند، بر سر دوراهی تاریخ است . اگر به تقاضای اینها پاسخ نگوید قطعا در مقابل تاریخ محکوم است و آیندگان میگویند زمینه فوق العاده مساعد بود ولی امام حسین نتوانست از آن استفاده کند یا نخواست و یا ترسید. لذا امام حسین به دست های دراز شده و به تقاضای آنان پاسخ مثبت میدهد.
علی رغم اینکه پس از احرام در حج اتمام حج واجب است ، مگر اینکه خوف قتل وجود داشته باشد امام به خاطر حفظ حرمت بیت الله الحرام، از قتل و خونریزی، حج را ترک کرده و به سمت کوفه رهسپار میگردد.
مرتب نامه ها متبادل میشد ، تا وقتیکه امام به نزدیکی کوفه یعنی عراق و عربستان سعودی رسیدند.بعد که با حر بن یزید ریاحی دیدار میکند و اخبار شهادت مسلم بن عقیل به ایشان میرسد، خطاب به شیعیان سست عنصر میفرمایند:" مرا دعوت کردید،آمدم؛نیمخواهید برمیگردم".( نه اینکه برگردند و از تمام حرف های خود در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر بازگردند و بیعت کنند، بلکه چنانکه خود فرمودند:" اگر در تمام زمین یک نقطه وجود نداشته باشد که مرا جای دهد،باز هم بیعت نخواهم کرد".
يكى از مسائلى كه در مورد نهضت امام حسين عليه السلام مطرح است اين است كه آيا اين قيام و نهضت از نوع يك انفجار بود؟ یا از روی آگاهی کامل ؟
بسيارى از قيامها انفجار است .
يكى از جاهايى كه در آن ، راه مكتب اسلام با راه مكاتب مادى امروز فرق ميكند، اين است كه مكاتب مادى امروز از روى اصول خاص ديالكتيكى مى گويند تضادها را تشديد بكنيد، ناراحتى ها را زياد بكنيد، شكافها را هر چه مى توانيد عميق تر بكنيد، حتى با اصلاحات واقعى مخالفت كنيد براى اينكه جامعه را به انقلاب به معنى انفجار (نه انقلاب آگاهانه ) بكشانيد. اسلام به انقلاب انفجارى يك ذره معتقد نيست . اسلام ، انقلابش هم انقلاب صد در صد آگاهانه و از روى تصميم و كمال آگاهى و انتخاب است .از این رو قیام امام حسین(ع) در واقع به مشعل تبدیل شد و چراغ هدایت گمراهان در جستجوی حقیقت شد. بعد از این قیام، ملت ها راه نیل به ایستادگی علیه ظالمان را پیدا کردند. درس آزادمنشی و آزادنگری را ملت ها آموختند و راه را برای اثبات حقانیت خود یافتند.
معنی" کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ":
عاشورا محل تعیین خط مشی اسلام راستین محمدی و اسلام نفاق و دروغگویی اموی است.
عاشورا متعلق به یک زمان و مکان خاص نیست ،بلکه هر زمانی عاشورا و هر مکانی کربلاست.
عاشورا وظیفه ی سنگین بر دوش مدعیان اسلام راستین میگذارد که در هر زمان و مکانی ،اگر عده ای خواستند با چهره و ظاهر اسلامی و با نفاق ریشه های اسلام را از بین ببرند میبایست مانند امام حسین به پا خاست و از جان عزیز خود در راه اسلام گذشت و بر بلاها صبر نمود تا با شهادت و آزادگی خود،حساب حاکمان ظالم و منافق را مانند یزید از اسلام جدا نمود، و پرده از روی واقعیت آنان برداشت.









